سيد علي اكبر قرشي

126

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

من است و چون راه من و مذهب من توحيد است در آنصورت از توحيد بيزارى كرده‌ايد . على هذا به وقت اجبار مىشود آنحضرت را نعوذ بالله ناسزا گفت ولى اگر مجبور به بيزارى كردند ، تقيهّ جايز نيست بايد به شهادت تن در داد ولى ظاهرا تقيه در هر دو جايز باشد مسئلهء مربوط به فقهاء است . صحت يافتن از مرض را « برء » گويند كه انسان از مرض كنار مىشود چنان كه آنحضرت در وصف برادر دينى اش فرمود : « . . . و كان لا يشكو وجعا الّا عند برئه » . حكمت 289 ، او از دردى شكايت نمى كرد مگر بعد از صحت يافتن . برج : اصل اين كلمه به معنى ظهور و آشكار شدن است چنان كه طبرسى ذيل آيهء 60 از سورهء نور فرموده است . برج را به علت ظاهر و آشكار بودنش برج گفته‌اند . اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده است آن هم بصيغهء جمع « ابراج » چنان كه در وصف حق تعالى فرموده است : « و لم يزل قائما دائما اذ لا سماء ذات أبراج و لا حجب ذات ارتاج . . . » خ 90 ، 123 ، خدا پيوسته وجود داشت وقتى كه نه آسمان با ستارگان بود و نه حجابات داراى دروازه‌ها . منظور از برجها ستارگان آسمانى هستند ، نه برجهاى خيالى كه حمل ، ثور ، جوزاء و . . . گويند ، رجوع شود به قاموس قرآن ( برج ) . برح : برح ( بر وزن شرف ) و براح : زايل شدن و كنار شدن و چون با نفى همراه باشد معناى اثبات مىدهد چون نفى با نفى مفيد اثبات است به معنى غضب ، تعجب ، وضوح و شدت نير آيد . « و ما برح للهّ . . . عباد ناجاهم فى فكرهم و كلّمهم فى ذات عقولهم » خ 223 ، 342 پيوسته بوده براى خدا بندگانى كه با آنها در ضميرشان مناجات كرده و در ذات عقولشان سخن گفته است ، بعد از جريان حكمين به خوارج چنين فرمود : « افّ لكم لقد لقيت منكم برحا يوما اناديكم و يوما اناجيكم فلا احرار صدق عند النداء و لا اخوان ثقة عند النّجاء » خ 125 ، 183 ، افّ بر شما از شما شرّ و شدّت ديدم ، روزى با فريادتان مى خوانم و روزى با نجوى ، نه آزادگان راستين هستيد ، بوقت ندا و نه برادران مورد